الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
91
ضياء القلوب ( فارسى )
خواهد بود كه بر ظهور او از براى مطيعين مفسدهاى كه مناسب اجتناب از آن باشد نزد اللّه تعالى نباشد . و ما را علم به عدم آن مفسده نيست زيرا كه احتمال دارد كه ظهور او از براى مطيع سبب ظهور او از براى عدو شود به سبب آنكه طالب حق تصديق او بىملاحظهء معجزه نمىتواند كرد ، و در مدت تفتيش و تحيّر بسا باشد كه از براى عدو هم ظاهر شود بلكه بعد از تصديق هم احتمال ظهور بر عدو هست يا به سبب تلبيس عدو نزد شيعه بر وجهى كه گمان تشنيع و صلاح او كنند يا به قلّت حوصلهء ما به غير آن از امورى كه ما را اطّلاع بر آن نيست و بر ظهور او بر عدو مفسده مترتب شود كه منفعت ظهور مقابل آن نباشد . و عدم فرق ميان عدم امام و عدم ظهور او توهم است زيرا كه سلب لطف ارسال نبى با امام مناسب نيست يا منع نكردن اللّه تعالى ظلمه را از مانع بودن ايشان از جريان آنچه مناسب اين لطف است بعد از ارسال ، آيا گمان مىكنى كه مبعوث كردن خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله نسبت به بلادى كه احكام آن حضرت جارى نبوده به تمرد خسرو و هرقل و غير ايشان لطف نبوده است به اهل آن بلاد از جانب اللّه تعالى ؟ يا مىگويى كه از جانب اللّه تعالى لطف بوده ؟ اما متمردين كردند آنچه كردند و محروم كردند خودشان و غير خودشان را از انتفاع از فيوضات ارسال . و اول وجهى ندارد و بنا بر ثانى آنچه در مدت ظهور آن حضرت در مكان خود نسبت به بلاد مذكوره مىگويى ما در مدت غيبت امام مىگوئيم . و چنين بوده حكم انبياء كه قادر نبودهاند بر اظهار شريعت خود در بعض بلاد كه نبوت ايشان جارى بود بر اهل آن بلاد در مدت عدم قدرت . اگر گويند كه : آنچه شما مفسده مىگوئيد اگر باعث ظهور بود لازم مىآمد